۩۞۩ صدای سکوت ۩۞۩
هرگز چشمانت را برای کسی که معنای نگاهت را نمیفهمد گريان نکن
|
|
آری مقصر منم! او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند گناهی بر آنان نیست مقصر منم سر راهم سبز شدند و آسان بردندش گناهی بر آنان نیست مقصر منم کسی او را نگرفت خودم دادمش چه آسان و ساده مقصر منم او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است آری مقصر منم چنان تنهای تنهایم که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشاییست ] از درکت عاجزند تمام شکوفه ها دیگر چه جایه من که زمستانی ام عزیز! این چهره ی گرفته خورشید ، داد میزند کوچتر دستهات که بارانی ام عزیز؟! "از یک دوست" [ نوشته شده توسط ۩۞۩ Benyamin ۩۞۩ | لينک ثابت | موضوع: |
|
|